عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

61

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بودند ، و خون او ستونه [ 1 ] هميزد و بسوى آسمان همى برشد ، [ 2 ] تا گودرز بشد [ 3 ] و هفتاد هزار مردم از ايشان بكشت ، تا آن خون فرو ايستاد . و بروزگار او ايزد تعالى سيل العرم [ 4 ] بر اهل يمن فرستاد ، تا همه غرقه گشتند . ويزن بن بلاش بن شابور [ 5 ] اندر روزگار او ، ايران شهر بشوريد ، و دشمنان بيرون [ 6 ] آمدند و حيلها كردند ، تا همه دشمنان را باز گردانيد از ايران و كفايت كرد . نرسى بن ويزن مردى مردانه بود و بزرگ ، و كارهاى بر دست او بر آمد و بروم شد و حرب كرد و ظفر يافت و با غنيمت باز آمد . گودرز بن كهبن بن ويزن [ 7 ] مردى سست بود و بسيار خلل در آمد اندر پادشاهى ايران بروزگار او ، و مردى

--> [ ( 1 - ) ] ستونه : در اينجا به معنى موجه است ( برهان 1102 ) . [ ( 2 - ) ] در هر دو نسخه ب نقطه ندارد . [ ( 3 - ) ] ب : نشد . [ ( 4 - ) ] در هر دو نسخه : سيل العزم ؟ كه صحيح آن در قرآن سورهء سبا آيه 15 سَيْلَ الْعَرِمِ است به فتحهء سين و فتحهء عين و كسرهء راء بمعنى آب بسيار تند جارى كه سد را شكسته باشد . ( غياث ) [ ( 5 - ) ] هر دو نسخه : برن بن ملاس بن شابور ؟ در ترجمهء غرر ثعالبى 217 : ايرانشهر شاه بن بلاش بن شاپور . آثار الباقيه : و يجن بن بلاش بن سابور - يا بيزن الاشكانى ( ص 116 ) . [ ( 6 - ) ] ب : مردن ؟ [ ( 7 - ) ] ب : كودرز بن كهن بن ديرن ؟ غرر 217 : گودرز اصغر بن ايران شهر شاه . آثار 114 : جودرز بن و يجن بن بلاش .